مثبت شدن آزمایش تا تپیدن قلب نی نی
الان آخرای هفته ی دوازدهم رو دارم میگذرونم.
میخوام از اول بگم،فرصت نشد اولاش بیام و بگم.
یکسال از انتظارم برای نی نی داشتن گذشت و نشد...نگرانی بیماری رو داشتم، نگرانی اینکه نکنه لیاقت مامان شدن رو ندارم، بیشتر داغونم میکرد...
خیلی سعی خودمو کرده بودم، دکتر، دارو های مختلف....نشد که نشد...
بی خیال شدم، گفتم اگه خدا بخواد خودش میده، فقط و فقط وقتای پری رو تو تقویم علامت میزدم.
92/5/12یه روز که اصلا انتظارشو نداشتم، یه روز که به هر چیزی فکر میکردم جز مثبت شدن بی بی چک، از بابای نی نی خواستم برام بخره(بی بی چک) اولش گفت نیست بابا، خبری نیست، ولش کن، پری میاد. گفتم حالا بیرون رفتی بخر.
جاری م (مرضیه) هم خونه بود. بابای نی نی بی بی چک رو خرید و به من داد و مثل همیشه رفت دانشکده.
همینجوری، الکی الکی رفتم دسشویی که بذارمش(آخه دوتا خریده بود گفتم حالا یکیشو امتحان کنم) بعد از ظهر بود حدودای4-5 بعد از ظهر. اصلا انتظار نداشتم، برام جالبه هردفه که بی بی چک میذاشتم(هرماه تقریبا) قلبم میومد تو دهنم تا جواب بده این دفه اصلا منتظر نبودم و اصلا منتظر مثبت شدن نبودم.
یهو دیدم وااااااای، انگار دوتا خطه!!!!! دارم خواب میبینم؟؟؟؟!!!! ینی مثبته؟؟؟ با هول و ولا از دسشویی اومدم بیرون و گفتم مرضی بیا ببین تو هم دوتا خط میبینی اینجا؟ مرضی بنده خدا که نمیدونست این چیزا چیه اصلا گفت چیه؟ باید چنتا باشه؟ گفتم تو ببین دوتاس؟گفت آره.....واااااااااای باورم نمیشد چشام پره اشک و میخندیدم و میگفتم ینی من حامله م؟!!!! بی بی چک دستم بود و گوشی رو ورداشتم زنگ زدم بابای نی نی، گفتم دوتا خط شد...دوتاخط شد...حالا دقیق نمیدونم چیا میگفتم اونم باور نمیکرد که، فک میکرد دارم سر به سرش میذارم...گفتم بیاااا، بیا خونه، بیا خودت ببین...
خیلی زود خودشو رسوند خونه، باورش نمیشد که، نشونش دادم نمیدونست باور کنه یا نه...شکه شده بود، گفتیم بریم آزمایشگاه که مطمئن بشیم...
زود آماده شدم و رفتیم و آزمایش هم دادیم و تو آزمایشگاه منتظر موندیم تا جواب رو داد...وقتی اونو دیدیم خیلی خیالمون راحت شد...
زود فتم دکتر و با یه بسته شیرینی:)
دکتر هم خوشحال شد و گفت مراقب باش و استراحت مطلق داشته باش تا ده روز دیگه بیا سونو بگیرم...
گفت البته عدد آزمایش کمه یه خورده ولی شاید چون زود آزمایش دادی هنوز بتا بالا نرفته زیاد.
همین منو نگران میکرد که نکنه...نکنه:(
92/5/20 بالاخره گذروندم ده روز رو، رفتم سونو دادم...بازم یه کم زود بود و قلب رو نمیشد ببینه و دوباره گفت برو و ده روز دیگه بیا:( هم خوشحال بودم هم خیلی نگران که خدایا ینی چی میشه؟ دیگه توکل کردیم به خدا.
ده روز دیگه رو هم گذروندم و رفتم و خدا رو شکـــر قلبش تاپ تاپ میکرد...وقتی تو سونو دیدمش دلم هوری ریخت...گفتم قربونت برم تو ینی نی نی منی ؟ گفتم خانوم دکتر ینی قلب داره؟ بچه س ؟گفت بعـــله مگه نمیبینیش اون بالا گرفته نشسته برا خودش:) الهی فدات بشه مامانی. بوس.
اون روز که سونو دادم برا قلبش 92/5/30 دکتر میگفت الان 7 هفته و پنج روزشه:) 13.8 mm بود
این بود داستان مثبت شدن آزمایش تا تپیدن قلب نی نی من...


مثبت شدن آزمایش تا تپیدن قلب نی نی
